تاول 1

از کتاب حریق باد 

من از تعهد شمشیر وقلب بیزارم.

نه از وقاحت تیغ برهنه ی تهمت .

نه از شماتت نفرت.

که گاهواره ی من تلخ تلخ می نالید:

ـ بخواب فرزندم،

به پشت پلک تو دشنام قرن لالایی ست .

 

بهانه در رگ من شیهه می کشید :

ـ نخواب .

زمان بیداری ست.

هنوز بیدارم

هنوز…