|
گزارش
يادمان قتل عام زندانيان سياسي 67 در
اتاوا ـ كانادا
انجمن
فرهنگي ايرانيان ـ مركز (اتاوا) و مناطق
وابسته
سالن
يادمان متناسب با اين بزرگداشت با سبد
بزرگ گلهاي پاييزي، هديه يك هموطن به
انجمن، دهها لاله شمعداني كوچك و بزرگ و
صدها عكس از جانباختگان قتل عام 67 تزئين
شده بود. با اين وجود اين يادمان جشن
زندگي بود. جشن زندگي انسانهاي شريفي كه
براي دفاع از آزادي و حق داشتن انديشه
براي هر انسان ايراني ايستادند و در اين
راه جان باختند.
پس از خوش آمدگويي براي اداي احترام به
همه آنان كه از انقلاب مشروطيت تا به
امروز و بخصوص در جريان قتل عام زندانيان
سياسي در سال 67 جان بر سر آزادي ايران
نهاده اند يك دقيقه سكوت اعلام گرديد.
آنگاه پيام دبيركل سازمان عفو بين الملل،
آقاي الكس نيو به يادمان خوانده شد. آقاي
نيو به دليل گرفتاري نتوانستند شخصا در
اين مراسم شركت جويند. سپس آقاي بابك آزاد
به طور خلاصه ديدگاههاي خود را درباره
قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 بيان
داشت. وي از جمله رشد آگاهيهاي سياسي و
اجتماعي روشنفكران زنداني و وحشت حكومت
از جنبشي كه ميتوانست توسط آنان پديد آيد
را، بخصوص در پي نوشيدن زهر صلح بين ايران
و عراق، از جمله ريشه هاي دست زدن حكومت
به اين جنايت هولناك دانست." (نقل به
معني)
آوازي از خانم گيسو شاكري و تأتر "من به
دنبال شما آمده ام" با اجراي آقاي حسين
افصحي:
آنگاه خانم گيسو شاكري با آوازي بسيار
دلنشين فضاي مناسبي براي اجراي
نمايشنامه "من به دنبال شما آمده ام"،
نوشته خانم مينا اسدي به وجود آورد. اين
نمايشنامه توسط هنرمند برجسته آقاي حسين
افصحي به اجرا درآمد. داستان اين
نمايشنامه، داستان درد و رنج و شكنجه
زندانيان سياسي و خانواده هاي آنان است؛
داستان اعدام زندانيان سياسي است؛
داستان داغ عزيزترين فرزندان مردم بر دل
مادران و خانواده هاي آنان است. در اين
نمايشنامه كه با هنرمندي تمام به اجرا
درآمد. آنچه در زندانهاي حكومت اسلامي بر
زنداني سياسي و روشنفكران روشنگر مملكت
ما رفته و ميرود به طور ملموس در برابر
ديدگان شركت كنندگان قرار گرفت. صحنه
پرپر شدن جوانان رشيد مملكت و صداي گريه و
هق هق يك مادر شركت كننده كه فرزند خود را
در جريان قتل عام 67 از دست داده بود خود به
تنهايي آميزه اي از نفرت از بيدادگري و
روشنگري نسبت به آنچه كه بر مردم آگاه ما
ميرود، پديد آورد.
سخنراني و شعرخواني خانم مينا اسدي
پس از يك تنفس كوتاه، قسمت دوم برنامه با
سخنراني و شعرخواني خانم مينا اسدي آغاز
گشت. خانم اسدي سخنان خود را با كلماتي
محبت آميز نسبت به انجمن فرهنگي، و
فرستادن "درود به همه آنان كه در راه
آرمانهاي انساني خود ايستادند و نه گفتند"
و شعري از شمس آغاز نمودند.
اگر همه جهان از ريش من در آويزند كه مگو
آن سخن كه بايد
ميگويم و ميدانم به آن كس ميرسد كه من
ميخواهم بعد از هزار سال
و آنگاه شعر زيباي «منشور شعر من» را
خواندند:
بگذار شعر من به شيوه تو نباشد
بگذار من هرگز در صدر شاعران مفتخر
ماندني قرار نگيرم
...
بگذار يك جاي شعر بلنگد
ترس من از ماندنم در خاطرات كهنه دفترها
نيست
من خسته ام خسته از شاعري كه منگ از بنگ
ميخواهد شعر زمانه مرا بسرايد
و در كتابهاي درسي تعيين كند كه شاعر بايد
چگونه شعر بگويد
...
شعر خواني خانم مينا اسدي در ميان كف زدن
ها و ابراز احساسات پرشور شركت كنندگان
با اين بيت به پايان رسيد:
«زني بيدارم كه يك تار مويم به صدها مرد
نشسته مي ارزد»
آوازخواني خانم گيسو شاكري و نوازندگان:
آنگاه خانم شاكري و نوازندگان با آوازهاي
زيبا و دف و سنتور شور و حالي آفريدند و
خاطره اي فراموش نشدني از لحظات پرشور
زندگي زيباي انساني به جا گذاشتند.
آوازهاي زيباي خانم شاكري و همراهي شركت
كنندگان آنچنان فضاي دلپذيري ايجاد نمود
كه خانم شاكري، با همراهي پرشور شركت
كنندگان، تا زمان اجازه داد، با شور و شوق
خواندند و خاطره اي بس زيبا به يادگار
گذاشتند.
رقص خانم آرام بيات:
اين جشن زندگي با رقص هاي داوطلبانه و
بسيار زيباي خانم آرام بيات به پايان
رسيد. خانم بيات برنامه خود را با سخني
كوتاه مبني بر آن كه «رقص اولين شهيد به
دست حكومت اسلامي بود» و اداي احترام به
جانباختگان قتل عام 67، يك رقص بسيار
زيباي بجنوردي با موسيقي خراساني در چهار
قسمت اجرا نمودند. رقص هاي زيباي خانم
بيات در ميان كف زدن و همراهي شورانگيز
شركت كنندگان به پايان رسيد.
يك جمع بندي ساده:
شايد اين جمله خانم مينا اسدي، در پايان
برنامه و هنگام روبوسي و خداحافظي،
بهترين جمع بندي از يادمان قتل عام
زندانيان سياسي 67 در اتاوا باشد كه گفتند:«از
همه خاطره هاي زيباي اين شب فراموش نشدني
كه بگذريم، فقط، دادن آن هديه زيبا به دست
صاحب اصليش (مادر) خود به تنهايي، به تحمل
رنج سفر آمدن از سوئد به كانادا و ديدار
از اتاوا مي ارزيد.»
در اين جمله خانم مينا اسدي به سه شاخه گل
زيبايي اشاره داشتند كه يك زنداني سياسي
بازمانده از قتل عام 67، لحظاتي پيش به
ايشان هديه كرده بود و خانم اسدي اين هديه
زيبا را بلافاصله به مادر يكي از
قربانيان قتل عام 67 كه در برنامه حضور
داشت هديه نمودند.
از قرار معلوم، اين زنداني سياسي 67 براي
اداي احترام به آنان كه سر به پاي آزادي
ايران نهاده اند از راهي بسيار دور به
اتاوا آمده بود.
اين يادمان در روز يكشنبه 28 سپتامبر در
اتاوا برگزار گرديد.
سالن
يادمان متناسب با اين بزرگداشت با سبد
بزرگ گلهاي پاييزي، هديه يك هموطن به
انجمن، دهها لاله شمعداني كوچك و بزرگ و
صدها عكس از جانباختگان قتل عام 67 تزئين
شده بود. با اين وجود اين يادمان جشن
زندگي بود. جشن زندگي انسانهاي شريفي كه
براي دفاع از آزادي و حق داشتن انديشه
براي هر انسان ايراني ايستادند و در اين
راه جان باختند.
پس از خوش آمدگويي براي اداي احترام به
همه آنان كه از انقلاب مشروطيت تا به
امروز و بخصوص در جريان قتل عام زندانيان
سياسي در سال 67 جان بر سر آزادي ايران
نهاده اند يك دقيقه سكوت اعلام گرديد.
آنگاه پيام دبيركل سازمان عفو بين الملل،
آقاي الكس نيو به يادمان خوانده شد. آقاي
نيو به دليل گرفتاري نتوانستند شخصا در
اين مراسم شركت جويند. سپس آقاي بابك آزاد
به طور خلاصه ديدگاههاي خود را درباره
قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 بيان
داشت. وي از جمله رشد آگاهيهاي سياسي و
اجتماعي روشنفكران زنداني و وحشت حكومت
از جنبشي كه ميتوانست توسط آنان پديد آيد
را، بخصوص در پي نوشيدن زهر صلح بين ايران
و عراق، از جمله ريشه هاي دست زدن حكومت
به اين جنايت هولناك دانست." (نقل به
معني)
آوازي از خانم گيسو شاكري و تأتر "من به
دنبال شما آمده ام" با اجراي آقاي حسين
افصحي:
آنگاه خانم گيسو شاكري با آوازي بسيار
دلنشين فضاي مناسبي براي اجراي
نمايشنامه "من به دنبال شما آمده ام"،
نوشته خانم مينا اسدي به وجود آورد. اين
نمايشنامه توسط هنرمند برجسته آقاي حسين
افصحي به اجرا درآمد. داستان اين
نمايشنامه، داستان درد و رنج و شكنجه
زندانيان سياسي و خانواده هاي آنان است؛
داستان اعدام زندانيان سياسي است؛
داستان داغ عزيزترين فرزندان مردم بر دل
مادران و خانواده هاي آنان است. در اين
نمايشنامه كه با هنرمندي تمام به اجرا
درآمد. آنچه در زندانهاي حكومت اسلامي بر
زنداني سياسي و روشنفكران روشنگر مملكت
ما رفته و ميرود به طور ملموس در برابر
ديدگان شركت كنندگان قرار گرفت. صحنه
پرپر شدن جوانان رشيد مملكت و صداي گريه و
هق هق يك مادر شركت كننده كه فرزند خود را
در جريان قتل عام 67 از دست داده بود خود به
تنهايي آميزه اي از نفرت از بيدادگري و
روشنگري نسبت به آنچه كه بر مردم آگاه ما
ميرود، پديد آورد.
سخنراني و شعرخواني خانم مينا اسدي
پس از يك تنفس كوتاه، قسمت دوم برنامه با
سخنراني و شعرخواني خانم مينا اسدي آغاز
گشت. خانم اسدي سخنان خود را با كلماتي
محبت آميز نسبت به انجمن فرهنگي، و
فرستادن "درود به همه آنان كه در راه
آرمانهاي انساني خود ايستادند و نه گفتند"
و شعري از شمس آغاز نمودند.
اگر همه جهان از ريش من در آويزند كه مگو
آن سخن كه بايد
ميگويم و ميدانم به آن كس ميرسد كه من
ميخواهم بعد از هزار سال
و آنگاه شعر زيباي «منشور شعر من» را
خواندند:
بگذار شعر من به شيوه تو نباشد
بگذار من هرگز در صدر شاعران مفتخر
ماندني قرار نگيرم
...
بگذار يك جاي شعر بلنگد
ترس من از ماندنم در خاطرات كهنه دفترها
نيست
من خسته ام خسته از شاعري كه منگ از بنگ
ميخواهد شعر زمانه مرا بسرايد
و در كتابهاي درسي تعيين كند كه شاعر بايد
چگونه شعر بگويد
...
شعر خواني خانم مينا اسدي در ميان كف زدن
ها و ابراز احساسات پرشور شركت كنندگان
با اين بيت به پايان رسيد:
«زني بيدارم كه يك تار مويم به صدها مرد
نشسته مي ارزد»
آوازخواني خانم گيسو شاكري و نوازندگان:
آنگاه خانم شاكري و نوازندگان با آوازهاي
زيبا و دف و سنتور شور و حالي آفريدند و
خاطره اي فراموش نشدني از لحظات پرشور
زندگي زيباي انساني به جا گذاشتند.
آوازهاي زيباي خانم شاكري و همراهي شركت
كنندگان آنچنان فضاي دلپذيري ايجاد نمود
كه خانم شاكري، با همراهي پرشور شركت
كنندگان، تا زمان اجازه داد، با شور و شوق
خواندند و خاطره اي بس زيبا به يادگار
گذاشتند.
رقص خانم آرام بيات:
اين جشن زندگي با رقص هاي داوطلبانه و
بسيار زيباي خانم آرام بيات به پايان
رسيد. خانم بيات برنامه خود را با سخني
كوتاه مبني بر آن كه «رقص اولين شهيد به
دست حكومت اسلامي بود» و اداي احترام به
جانباختگان قتل عام 67، يك رقص بسيار
زيباي بجنوردي با موسيقي خراساني در چهار
قسمت اجرا نمودند. رقص هاي زيباي خانم
بيات در ميان كف زدن و همراهي شورانگيز
شركت كنندگان به پايان رسيد.
يك جمع بندي ساده:
شايد اين جمله خانم مينا اسدي، در پايان
برنامه و هنگام روبوسي و خداحافظي،
بهترين جمع بندي از يادمان قتل عام
زندانيان سياسي 67 در اتاوا باشد كه گفتند:«از
همه خاطره هاي زيباي اين شب فراموش نشدني
كه بگذريم، فقط، دادن آن هديه زيبا به دست
صاحب اصليش (مادر) خود به تنهايي، به تحمل
رنج سفر آمدن از سوئد به كانادا و ديدار
از اتاوا مي ارزيد.»
در اين جمله خانم مينا اسدي به سه شاخه گل
زيبايي اشاره داشتند كه يك زنداني سياسي
بازمانده از قتل عام 67، لحظاتي پيش به
ايشان هديه كرده بود و خانم اسدي اين هديه
زيبا را بلافاصله به مادر يكي از
قربانيان قتل عام 67 كه در برنامه حضور
داشت هديه نمودند.
از قرار معلوم، اين زنداني سياسي 67 براي
اداي احترام به آنان كه سر به پاي آزادي
ايران نهاده اند از راهي بسيار دور به
اتاوا آمده بود.
اين يادمان در روز يكشنبه 28 سپتامبر در
اتاوا برگزار گرديد. |