|
(تورنتوـ
سپتامبر 2003)
زيرا
كه مردگان
اين سال
عاشق ترين
زندگان
بودند
پانزدهمين
سالگرد
يادمان
كشتار
زندانيان
سياسي سال 67
با حضور
تعداد قابل
توجهي از
ايرانيان
مقيم
تورنتو، در
دانشگاه
تورنتو از
سوي كانون
انديشه و هنر
برگزار شد.
در آغاز
سهيلا به
نمايندگي از
جانب
برگزاركنندگان
اين شب
درباره
كشتار
هولناك
جوانان،
زنان و مردان
مبارز سخن
گفت. آنگاه
بخشهايي از
پيام چند
سازمان از
جمله پيام
اشرف
دهقاني،
مادران
ناپديد
شدگان و
زندانيان
سياسي
آرژانتين،
كانون
زندانيان
سياسي در
تبعيد، جنبش
آزاديبخش
زاپاتائيستي
مكزيك، حزب
كمونيست
ايران«م، ل،
م»، بلوك چپ
مونتريال و
چريكهاي
فدايي خلق
ايران
خوانده شد.
در پيام اشرف
دهقاني آمده
بود:
"يك نسل كشی
كامل !
نابودی نسلی
از زنان و
مردان آگاه و
مبارز ايران.
به اين
منظور، قبل
از اجرای آن
طرح
جنايتكارانه
حتی كسانی را
هم كه از مدت
ها پيش از
زندان آزاد
شده و در
بيرون به سر
می بردند،
مجدداً
دستگير
نمودند.
همچنين از
آنجا كه قرار
بود يك نسل
كامل از
مبارزين را
بكشند، در
كردستان به
دستگيری
پيشمرگه
هائی
پرداختند كه
مدتی بود
سلاح بر زمين
گذاشته و با
گرفتن به
اصطلاح امان
نامه از رژيم
مشغول زندگی
عادی و ساده
ای بودند. در
آن زمان هيچ
زندانی
مخالف رژيم
از زندان
آزاد نشد.
زندانيانی
كه دوره
محكوميتشان
از مدت ها
پيش به پايان
رسيده بود را
همچنان در
زندان ها نگه
داشته بودند
و آنها به
اصطلاح "ملی
كشی"
ميكردند(اصطلاحی
كه داغ ننگ
زندان های
رژيم سابق را
دارد). همه آن
ها را در
تابستان 67
كشتند. تشكيل
كميته های
مرگ كه به
نادرست نام "
دادگاه" به
آن ها داده
ميشود نشانه
ديگری از قصد
رژيم مبنی بر
حذف فيزيكی
هر فردی بود
كه مبارز و
آزاديخواه
شناخته می شد.
اين كميته ها
وظيفه غربال
كردن انبوه
زندانيان را
داشتند تا صف
افراد مبارز
و مقاوم از
كسانی جدا
شود كه يا در
زندان حاضر
به همكاری با
جلادان رژيم
بودند و يا
به هر حال با
معيارهای
اسلامی مورد
نظر كميته هم
خوانی
داشتند."
پس از آن
حسين افصحي
كارگردان
تئاتر،
نمايش«چي رو
ببخشم» را روي
صحنه برد.
اين
نمايشنامه
براساس
نوشته اي از
مينا اسدي
تنظيم شده
بود با نام «كه
را ببخشم؟
چرا ببخشم؟».
بازيكنان
اين تئاتر
هنرجويان
كلاس تئاتر
حسين افصحي
بودند و
اولين بار
بود كه به
روي صحنه
ميرفتند با
اين همه بازي
ماهرانه
آنان حاضران
را تحت تاثير
قرار داد.
افصحي كه
بنيانگذار
كانون هنر و
انديشه است
در رابطه با
اهداف كانون
گفت: اين
كانون در
دفاع و در
خدمت هنر در
تبعيد و عليه
هنر صادراتي
پايه گذاري
شده است و به
همين دليل هر
كار سانسور
شده چه در
تبعيد و چه
در ايران
مورد حمايت
اين كانون
قرار ميگيرد.
پيش از شروع
تئاتر، گيسو
شاكري
آوازخوان
مردمي،
ترانه "بايد
گفت" با شعر
مينا اسدي
شاعر نامدار
و مبارز و
آهنگ محمد
شمس را خواند.
پس از يك
تنفس نيم
ساعته،
شعرخواني
مينا اسدي
آغاز شد.
مينا اسدي طي
سخناني گفت:«ما
شاهدان زنده
يك جنايت
تاريخي
هستيم و
نميتوانيم
ديده بر اين
جنايات
فروبنديم و
با فراموش
كردن اين
كشتارها،
سنگسارها،
تيربارانها،
به يك زندگي
عادي ادامه
دهيم.
قربانيان
اين رژيم
آدمكش و زن
ستيز،
همكاران ما،
دوستان ما،
كودكان ما،
خواهران ما،
بستگان ما و
برادران و
همسران ما
بودند. هر
كدام از ما
كسي، يا
كساني را
ميشناسيم كه
به خاطر
داشتن يك
اعلاميه يا
به خاطر
اظهار
عقيده،
ابراز نظر،
نوشتن يك شعر
يا يك داستان
به قتل
رسيدند.
بسياري از
اعدام شدگان
فقط همسايه
يا دوست يا همسر
يكي از
مبارزان
بودند كه به
جرم هيچ به
خاك و خون
غلطيدند.»
سپس مينا
اسدي
شعرخواني
خود را با
شعر«منشور
شعر من» آغاز
كرد. حسن
ختام برنامه
صداي زيباي
گيسو شاكري
بود. گيسو با
خواندن
ترانه هاي پر
خاطره عصر
مشروطه مثل«تا
به كي خموشي»،
«اي نوع بشر» و
ترانه هاي
معروف «دايه..
دايه وقت
جنگه» و "قفس
را بسوزان
رها كن
پرندگان را"
مراسم
سالگرد
كشتار
زندانيان
سال 67 را به
اوج كمال برد.
گيسو گفت
خوشحالم كه
ميتوانم در
اينگونه
شبها نقش
داشته باشم،
من براي
هنرنمايي
نيامده ام،
آمده ام كه
به يك رژيم
جنايتكار
قرون وسطايي
نه بگويم و
با مردم و
مبارزان
تبعيدي
همدلي كنم.
جلسه با
استقبال
پرشور و به
ياد ماندني و
برپاخيزي
حاضران
همراه با كف
زدن هاي ممتد
به پايان
رسيد! |